درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی |
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
بابا بس کنید دیگه!
دیروز از مقامات بالاحکم رسید که اجازه خروج بنده تحت هیچ شرایطی توسطه وزیر اعظم صادر نشه بعد از کلی التماس قرار شد که اگرم رفتم بیرون تا قبل ۳ خونه باشم
صبح ساعت ۸ به مقصد کتابخونه شال و کلاه کردم، خیر سرم ۲روز دیگه یه امتحان فضایی داریم
(از این جهت فضاییه که از اول ترم محض رضای خدام که شده نه گوش دادم نه جزوه نوشتم نه خوندم )
از بدو ورود به کتابخونه شروع کردم به خمیازه کشیدن
اصلا حس درس خوندنم نمی یومد، اعصابم خورد شده بود
ملتم همه کنکوری نشسته بودن بلا نسبت عینه چی درس میخوندن
تو عالم هپروت لیلا زنگ زد گفت بر و بچ دیروز رفتن دانشگاه، تیریپ تظاهرات و از این حرفا،رئیس دانشگام اومده گفته امتحانا دو هفته دیگه برگزار میشه
آخ جووووووووووووووووووووووون
از خوشحالی تو گنج خودم نمی پوستم! ولی خودم بهتر از هر کسی میدونم که باید مثله دخترای گل به بقیه کارام برسم تا دو هفته دیگه همین تراژدی دوباره تکرار نشه
پ.ن: امشب که بگذرد....
نمی دانم چند روز میشود
اما بی تو نمی گذرد !
اینم از تفریحاته سالم!!!
نشسته بود جلوی من از تقلب میگفت از تبعیض از این همه بی عدالتی(البته به قول خودش) منم فقط سر تکون میدادم و میگفتم آره تو راست میگی
به اندازه کافی از دستم به خاطره بی طرف بودنم شاکی بود دیگه حوصله بحث کردن باهاشو نداشتم
درد و دلش که تموم شد گفتم میای بریم سینما حداقل دو ساعت بی خیال این مسخره بازیا می شی
از کلمه مسخره خوشش نیومد
ولی به خاطر دوستیمون قبول کرد
رسیدیم دم سینما دید فیلم درباره الی ... خوشحالم شد آخه خوب هر دوتامون فکر میکردیم باید خیلی قشنگ باشه و خلاصه چشمتون روز بد نبینه بعد ده دقیقه دردامون که یادمون نرفت هیچی همه دردای دنیام رو سرمون خراب شد 

دلم میخواست به خاطر لیلام که شده یه اتفاق خوب تو فیلمش بیافته
اما دریغ...
ملتم زده بودن تو خط حاشیه از فیلم هندی کناریمون بگیر تا بچه جلویی که بعد از اینکه با مامانش رفت قضای حاجت برگشت تازه نطقش باز شده بود و هر چی شعر از بچگیش بلد بود ووسمون خوند
مام سینه میزدیم گریه میکردیم
بعد از بیرون اومدن از سینما با کلی شرمندگی بهش گفتم فکر کنم همون قضیه سبزوسیاهو دنبال کنیم سنگین تریم
ولی جدا از این حواشی خدایی کارگردانش بازی قشنگی از بازیگراش گرفته بود مخصوصا عنصر معلوم الحال گ.ف . که عالی بود در هر صورت اگه میخواین گریه کنید بسم ا... پشین برین سینما الی ببینین
از افتخاراتمون!!!
تو این چند روز داغ انتخاباتی مهمترین خبری که شنیدم رفتن کریستینو رونالدو و کاکا به رئال مادرید بود !
خوبیش اینه که دیگه مجبور نیستم که هم بازیای منچسترو ببینم هم آث میلانو(چقدم میدیدم)
برای صرفه جویی در وقتم خوبه 
با دوستم رفته بودیم پاساژ ونک ،در حال دید زدن مغازه ها، یهو دیدم ساسی مانکن با علیشمس 3متر اون ورترمون وایسادن در و دیوارو نگا میکنن(البته یه لحظه نگاشون به منم افتاد که نه درم نه دیوار)
انگار ماهواره سوراخ شده بود این دو تا افتاده بودن وسط پاساژ
دقیقا با همون شکل و قیافه و تیپو لباس(احتمالا همین چند دست لباسو داره )
همچین لبخند ملیحی ام میزدن
فکر کردن الان میریم آویزونشون که وای شما همونایین ؟
عکس و امضا و از این حرفا
ولی دریغ از یک لبخند
چندتا دختر دبیرستانی جوگیر رفتن پیششون عکس گرفتن
دختره که از خوشحالی رو هوا بود هیچ ساسی مانکنم که داشت از کمبود توجه می مرد از خوشحالی چسبیده بود به طاق
بعدشم رفتن
و ما موندیم و به افتخاراتممون دیدار دو عدد سوسک سیاه از نزدیک اضافه شد
فکر کن!!؟
خدایا از ما قبول بفرما !الهی آمین
توی این بحبوحه انتخابات ، که همه تو فاز کاندیدای مورد نظرو تبلیغاتو مناظره و این حرفان
نشستم فکر کردم خوب! من به کی رای بدم
.
.
.
.
.
.
.
.
نه ! به هیچ نتیجه ای نرسیدم 
آخه وقتی هیچ کدومو قبول ندارم چرا باید بهشون رای بدم ؟
جواب خدا رو کی میده؟
البته رای سفیدم نمی دم
می خوام تو برگه رای اسم عزیز دلمو بنویسم 
اونی که دوسش دارم
اونی که قبولش دارم
اینطوری پیش خدا جواب دارم که بگم من بهترینو انتخاب کردم
